تبلیغات
دلتنگیهای من !!!

دلتنگیهای من !!!

دوتا آهنگ از گروه طوفان با صدای امید :[عمومی , ]

رقص مرداب

سپیده صبح

سپیده صبح

رقص مرداب

رقص مرداب

رقص مرداب

اینم دوتا آهنگ از گروه طوفان با صدای امید

www.khakekhaste.com/11.mp3

www.khakekhaste.com/1.mp3

اینم آدرس طوفان

http://www.tofanmusic.mihanblog.com/

نوشته شده در پنجشنبه 22 دی 1384 و 04:01 ق.ظ توسط افسانه

ویرایش شده در - و -



:[عمومی , ]

رقص مرداب

سپیده صبح

سپیده صبح

رقص مرداب

رقص مرداب

فریاد از این سکوت

                       از این اسارت آزاد

از این شادی بی روح غمگسار

از این ناباورانه روز تاریک

                             من اگر عاشقم

اگر بی روح ترین مردم این شهرم

                    برای خودم روزگاری غروری داشتم

یک غرور ساده

                یک غرورپر از لطافت کودکانه ی باران

پر از بوی خاک باران خورده

                           غرورم را چه دوست می داشتم

وقتی بی شام شبانه

                             سر بر بالین غرور می گذاشتم

          وقتی که عشق شبانه ام را در روز می نوشتم

وقتی نقاشیم را با نگاه معصوم کودکانه ام رنگ می کردم

حال فریاد       نوازد سکوت را         دیگر از فریاد نفرت دارم

فریاد یک نگاه                        نگاه پر از التهاب

نگاهی پر از سیاهی افسونگر شبانه

                                            غرورم را با یک نگاه شکستم

   فریاد یک سکوت

                                                             سکوت یک انزوا

 انزوا یک غم

                                                   غم یک تنهایی

تنهایی یک رویا

                                                                    رویا یک باور

      باور یک خاطره

                                خاطره یک عشق

رقص مرداب

نوشته شده در یکشنبه 4 دی 1384 و 04:12 ق.ظ توسط افسانه

ویرایش شده در - و -



:[عمومی , ]

سپیده صبح

سپیده صبح

رقص مرداب

رقص مرداب

گل من گریه مکن که در ایینه ی اشک تو غم من پیداست .

قطره ی اشک تو داند که : غم من در یاست .

گل من گریه مکن سخن از اشک مخواه که سکوتت گویاست

از نگه کردنت احوال تو را می دانم دل غربت زده ات بینوایی تنهاست .

من و تو می دانیم چه غمی در دل ماست .

گل من گریه مکن .اشک تو صاعقه است . تو به هر شعله ی چشمان ترم می سوزی .بیش از این گریه مکن که بدین غمزدگی بیشترم می سوزی . من چو مرغ قفسم تو در این کنج قفس بال و پرم می سوزی . گل من گریه مکن . که در ایینه ی اشک تو غم من پیداست

قطره ی اشک تو داند که:غم من دریاست


عشق با یه لبخند اغاز میشه

                     با یه بوسه رشد می کنه 

                                                 و با اشک تموم میشه

    

توسط افسانه

نوشته شده در یکشنبه 6 آذر 1384 و 06:11 ق.ظ توسط افسانه

ویرایش شده در - و -



:[عمومی , ]

سپیده صبح

سپیده صبح

رقص مرداب

 

ای فرشته من افسانه جان
 

رقص مرداب



 

سلام به تنها گلی که در جهان یافتم زیباترین ترانه ام را در وصف تو می سرایم و مستانه ترین نگاهم را تقدیم تو می دارم .

بگذار که تک بوته ی گل سرخ قلبم را بچینم و تقدیمت نمایم .

تقدیم به دستان پاک و بی آلایش تو. تا بدانی از صمیم قلب دوستت دارم. افسانه جان

تولدت را به تو تریک می گویم و امیدوارم بتوانم تا هزارمین سال از زندگی ات را در کنار تو باشم . امید

 

رقص مرداب



شانه های تو
همچو صخره های سخت و پر غرور
موج گیسوان من در این نشیب
سینه میكشد چو آبشار نور
شانه های تو
چون حصار های قلعه ای عظیم
رقص رشته های گیسوان من بر آن
همچو رقص شاخه های بید در كف نسیم
شانه های تو
برجهای آهنین
جلوه شگرف خون و زندگی
رنگ آن به رنگ مجمری مسین
در سكوت معبد هوس
خفته ام كنار پیكر تو بی قرار
جای بوسه های من بر روی شانه هات
همچو جای نیش آتشین مار
شانه های تو
در خروش آفتاب داغ پر شكوه
زیر دانه های گرم و روشن عرق
برق می زند چو قله های كوه
شانه های تو
قبله گاه دیدگان پر نیاز من
شانه های تو
مهر سنگی نماز من
 

رقص مرداب

نی و نای چوپون
سحر خروس خون
ابرای بیابون
می گن تو قصه بودی

همه رودخونه ها
دشت گلپونه ها
حتی کوه و صحرا
همه می دونن که تو بودی که غزل های شب جدایی رو سرودی

دیگه از شهرتو
سر شب یا سحر
تا خبردار بشی
رفته ام بی خبر

نمی خوام قصه مون دوباره آفتابی شه
آسمون نگات برای من آبی شه

نمی گم قصه مو
که دلت خون می شه
کوه اگه بشنوه
دیگه هامون می شه

یادته اون روزا
هر کجا
چون دو دلداده با هم بودیم

دلم اندازه یه بیابون که نیست
درد من ای خدا از تو پنهون که نیست

مثل پروانه ها
ما رها
غافل از رنج عالم بودیم

دل دیوونه چون شب زده ها سایه به سایه توی راه تو بود
یه معما شده که این جدایی کار من یا که گناه تو بود

حالا هر چی که بود
حالا هر چی که هست
از تو هر خاطره
تنها دل ما شکست

نوشته شده توسط افسانه 

رقص مرداب

دلم خیلی تنگ شده برای عزیزانم
افسانه
 

رقص مرداب


 روزگاری بود و ما هم روزگاری داشتیم

با همه بی اعتباری ، اعتباری داشتیم

با همه بی حالی از اندیشه فردای خویش

 با می و میخانه عهد پایداری داشتیم

گر چه ما در نا امیدی شهره ی شهریم لیك

 روزگاری دیده ی امیدواری داشتیم

 

رقص مرداب



 

تحمل کردن زیباست

اگر قرار باشد روزی به تو برسم

انتظار اسان است

اگر قرار باشد دوباره تو را ببینم

زندگی شیرین است

اگر قرار باشد مزه ی دستان تو را بچشم 

مشکلات حل می شود

اگر قرار باشد روزی به پای تو بمیرم

لطفا فوتم نکن؛می خواهم در سینه ی تو تمام شوم 

اشک ها همه به لبخند تبدیل می شود

اگر قرار باشد تو را یک بار ببوسم

و لبخند ها دوباره به اشک

فقط اگر ببینم خیال رفتن داری

زنگیم می سوزد اگر بفهمم روزی از من دل گیر شده ای 

اما بدان دوستت دارم

از پشت این همه فاصله

از پشت این همه حرف 

 دوستت دارم

 

نوشته شده توسط افسانه

رقص مرداب



عمری گذشت و عشق تو از یاد من نرفت
دل ، همزبانی از غم تو خوب تر نداشت
این درد جانگداز زمن روی برنتافت
وین رنج دلنواز زمن دست برنداشت

تنها و نامراد در این سال های سخت
من بودم و نوای دل بینوای من
دردا كه بعد از آن همه امید و اشتیاق
دیر آشنا دل تو ، نشد آشنای من

از یاد تو كجا بگریزم كه بی گمان
تا وقت مرگ دست ندارد ز دامنم
با چشم دل به چهره خود می كنم نگاه
كاین صورت مجسم رنج است یا منم ؟

امروز این تویی كه به یاد گذشته ها
در چشم رنجدیده من می كنی نگاه
چشم گناهكار تو گوید كه ” آن زمان
نشناختم صفای تورا “ – آه ازین گناه !

امروز این منم كه پریشان و دردمند
می سوزم و ز عهد كهن یاد می كنم
فرسوده شانه های پر از داغ و درد را
نالان ز بار عشق تو آزاد می كنم .

گاهی بخوان ز دفتر شعرم ترانه ای
بنگر كه غم به وادی مرگم كشانده است .
تنها مرا به ” تشنه طوفان “ من مبین
ای بس حدیث تلخ كه ناگفته مانده است .

گفتم : ز سرنوشت بیندیش و آسمان
گفتی : ” غمین مباش كه آن كور و این كر است “ !
دیدی كه آسمان كر و سرنوشت كور
صدها هزار مرتبه از ما قوی تر است ؟

رقص مرداب



بگذار ، كه بر شاخه این صبح دلاویز
بنشینم و از عشق سرودی بسرایم .
آنگاه ، به صد شوق ، چو مرغان سبكبال ،
پر گیرم ازین بام و به سوی تو بیایم

خورشید از آن دور ، از آن قله پر برق
آغوش كند باز ، همه مهر ، همه ناز
سیمرغ طلایی پرو بالی ست كه – چون من –
از لانه برون آمده ، دارد سر پرواز

پرواز به آنجا كه نشاط است و امیدست
پرواز به آنجا كه سرود است و سرورست .
آنجا كه ، سراپای تو ، در روشنی صبح
رویای شرابی ست كه در جام بلور است .

آنجا كه سحر ، گونه گلگون تو در خواب
از بوسه خورشید ، چو برگ گل ناز است ،
آنجا كه من از روزن هر اختر شبگرد ،
چشمم به تماشا و تمنای تو باز است !

من نیز چو خورشید ، دلم زنده به عشق است .
راه دل خود را ، نتوانم كه نپویم
هر صبح ، در آیینه جادویی خورشید
چون می نگرم ، او همه من ، من همه اویم !

او ، روشنی و گرمی بازار وجود است .
در سینه من نیز ، دلی گرم تر از اوست .
او یك سرآسوده به بالین ننهادست
من نیز به سر می دوم اندر طلب دوست .

ما هردو ، در این صبح طربناك بهاری
از خلوت و خاموشی شب ، پا به فراریم
ما هر دو ، در آغوش پر از مهر طبیعت
با دیده جان ، محو تماشای بهاریم .

ما ، آتش افتاده به نیزار ملالیم ،
ما عاشق نوریم و سروریم و صفاییم ،
بگذار كه – سرمست و غزل خوان – من و خورشید :
بالی بگشاییم و به سوی تو بیاییم .
نوشته شده توسط افسانه

 

رقص مرداب



 
چرا وقتی می خوایم بریم توی رویا چشمامونو مبیندیم؟...
وقتی می خوایم گریه کنیم...
وقتی می خوایم فکر کنیم...
وقتی می خوایم تصور کنیم...
وقتی می خوایم کسی رو ببوسیم...
به این دلیل که قشنگ ترین چیز های توی دنیا قابل دیدن نیستن....
 

رقص مرداب

 
غصه نخور مسافر
غصه نخور مسافر این جا ما هم غریبیم

از دیدن نور ماه یه عمره بی نصیبیم
فرقی نداره بی تو بهارمون با پاییز

نمی بینی که شعرام همه شدن غم انگیز!
غصه نخور مسافر اونجا هوا که بد نیست

این جا ولی آسمون باریدنم بلد نیست
غصه نخور مسافر فدای قلب تنگت

فدای برق نازه اون چشمای قشنگت
غصه نخور مسافر تلخه هوای دوری

من که خودم می دونم که تو چقدر صبوری
غصه نخورمسافر بازم میای به زودی

ما رو بگم چه کردیم از وقتی تو نبودی
غصه نخور مسافر غصه اثر نداره

از دل تو می دونم هیچ کس خبر نداره
غصه نخور مسافر همیشه این جوری نیست

همیشه که عزیزم راهت به این دوری نیست
غصه نخور مسافر غصه کار گلا نیس

سفر یه امتحانه به جونه تو بلا نیس
غصه نخور مسافر تو خود آسمونی

در آرزوی روزی که بیای و بمونی.....
 
رقص مرداب

نوشته شده در چهارشنبه 2 آذر 1384 و 08:11 ق.ظ توسط افسانه

ویرایش شده در - و -



مطالب قبلـــــــی ...
◊ دوتا آهنگ از گروه طوفان با صدای امید...-
◊ ...-
◊ ...-
◊ ...-


صفحــــــات ...